یکی از از مهمترین خبرهایی که در چند روز گذشته در صدر همه اخبار بود بحث موضوع ثبت نام افراد و گروه ها و جریان های مختلف در انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا بود!

اهمیت این موضوع باعث بر این شده تا به یکی از موضوعات و  بحث های داغ نشست های اداری و دوستانه و خانودگی تبدیل شده که چه کسانی کاندیدا شده اند و ثبت نام کرده اند و در آخر به چه کسانی باید رأی بدهیم!

مقصود بنده از نوشتن این مطلب بیشتر بواسطه موضوعی بود که در چند روز گذشته در شهر اتفاق افتاد و آنهم ثبت نام تک نفره ، دونفره، و گروهی خیلی از مشتاقان خدمت برای این عرصه مهم و تخصصی است!

و مهمتر از این بحث عدم ثبت نام برادر بزرگوارم حامدآقای کبودوند در این دوره از انتخابات و خوشحالی خیلی ها از این اتفاق!

حامد کبودوند در شورای شهر قزوین فقط نماینده مردم شهر با تخصص مهندسی عمران نبود بلکه نماینده جریانی از جوانان انقلابی در این شهر بود که خیلی ها بایستی حالا حالا ها بدوند تا به این جریان برسند.

جریانی که در دو سال اخیر نشان داده که در استان حرفهای بسیاری برای زدن دارد و در هر حوزه ای که وارد شده بهترین نتیجه را گرفته است چون از دل مردم برخواسته و با واقعیت هایی که می بینند گذرا برخوردنمی کنند و تا آخر پای کار ایستاده اند.

نشانه ها و مستندات بسیاری دارم که اگر دوست داشتید ارائه خواهم کرد.

حضور این جریان در خیلی از موارد نشان داده است که با همه کم کاری ها و کاستی ها و چوب لای چرخ گذاشتن های خیلی از آدم ها، باز هم می شود و می توانیم!

دلایل ایشان را که چرا در اتخابات شورای شهر ثبت نام نکرده اند را در وبلاگشان خواندم اما قانع نشدم!

ایکاش لااقل یک نفر جواب سوال من را می داد که واقعا چرا ثبت نام نکردن ایشان اینقدر باعث خوشحالی بعضی ها شده است ؟!

واقعا به نظر شما دلیلش چیست؟

قصد ورود به فعالیتها و اقدامات شورای شهر قزوین و اعضای آن را به هیچ وجه ندارم که قبلا مفصل گفته ایم و جوابی نشنیده ایم اما کار کردن در چنین شرایطی واقعا آدم پای کاری میخواست که مردانه با بعضی ها بجنگد که این روحیه در کار را از ایشان دیده بودیم.

با اینکه به شخصه به بعضی از کارها و اقداماتی که توسط ایشان در شورا و شهرداری انجام شد انتقاد جدی دارم(مثلا به بعضی مسائل برنامه روز قزوین) اما حقیقتا اگر نبود خیلی از نطق ها و دخالتهای ایشان در بعضی از حوزه ها شاید وضعیت بعضی از زیرمجموعه های مدیریت شهری خیلی بد تر از این چیزی که الان هست بود.

این را هم نمی توان منکر شد که انصافا چند سالی است که در شهر تحولات بسیار بسیار عظیمی رخ داده و پویایی و نشاط و فعالیت های متنوع و موثر در حوزه های اجرایی مدیریت شهری کاملا مشهود است اما بایست این نکته را هم در نظر داشت که فاصله زیادی با خیلی از واقعیت ها دارد.

به هر حال وظیفه خود می دانستم که تا به ایشان نه تنها به عنوان یک نماینده موثر در شورای شهر بلکه به عنوان یک برادر هیئتی متعهد خدا قوتی بگویم و دست مریزادی...

و به این دوستانی هم که از نیامدن ایشان اینقدر خوشحال شده اند بگویم که چه بخواهید و نخواهید این جریان ادامه دارد و این خوشحالی شما برای اندک زمانی بیش نیست/مطمئن باشید چرا که:

فإن حزب الله هم الغالبون

و اما بعد!

در اینکه در شرایط فعلی خیلی از حضرات و دوستان و آشنایان احساس تکلیف کرده اند و فقط و فقط برای خدمت به خلق خدا اعلام حضور در این عرصه را کرده اند هیچ حرفی نیست و یقینا هم برای ایجاد شور انتخاباتی بایستی از همه ظرفیتها استفاده شود اما اینکه چرا بعضی های به هر نحو ممکن میخواهند خودی نشان بدهند و ما هستیمی گفته باشند جای بسیار تعجب دارد!!!

اینبار با تعدادی از دوستان قرار را بر این گذاشته ایم که گول تبلیغات گروهی و حزبی و غیره را نخوریم و فقط و فقط و فقط به کسانی رای دهیم که کاری از دستشان برای شهر برآید نه اینکه فقط...

راستش از تبلیغات های قبض تلفنی و مهندس مداح و فرهنگی و رسانه ای فعال یار غار کی بودن وجوان خیلی نمونه و طرفدار فلان نماینده و غیره  ... هم خسته شده ایم.

امیدوارم کسانی که این بار احساس تکلیف کرده اند مردانه پای کار بمانند البته نه برای خودشان بلکه برای این مردم مهربان!

از پائین شهری گرفته تا بالا شهری!


وللعاقبة للمتقین