با صفاترین حسینیه ی دنیا...
زمان: صبح روز شهادت حضرت زهرا(س) ساعت 9/30 و من هنوز در خواب و بیداری بودم که نگاهی به تلفن همراهم انداختم که با چند تماس ناموفق روبرو شدم که همه تلفن ها حکایت از آن داشت که چه آسوده خوابیده ای که قافله د راه حرکت است و تو ...
با چند نفر از دوستان تماس گرفتم و سریع آماده شدم و به سمت مسجد امام حسین جهت تحویل گرفتن اتوبوس و سایر وسایل حرکت کردم که باز هم دوستی زرنگ تر از من همه کار ها را کرده بود و سوار بر اتوبوس در حال حرکت به سمت میدان میر عماد بود محل قرار مجموعه هیئت انصارالصلاة به سوی بیت رهبری.
برای بار اول بود می دیدم که سر ساعت مقرر همه کسانی که ثبت نام کرده بودند در محل قرار حاضر شده اما این بار کمی متفاوت تر!
یک جمع دوست داشتنی ،صمیمی و عاشق ولایت. این حضور بموقع سبب شد تا راس ساعت مقرر حرکت کنیم به سمت تهران و بیت رهبری!
زمان:تهران ساعت 3بعد از ظهر خیابان فلسطین درب اصل بیت رهبری!
وقتی به خیبان منتهی به بیت رسیدیم به خیال خودمان که اولین نفراتی هستیم که در اینجا حضور داریم و ... اما زهی خیال باطل!!!
انگار مردمان استانهای خراسان شمالی و رضوی،تبریز،قم،اصفهان باز هم زودتر از ما رسیده اند بیت رهبری تا آنها نیز در شام غریبان حضرت زهرا(س) با پسر فاطمه بیعتی دوباره داشته باشند و به سر و سینه بزنند.
اندک اندک جمع دوستان کامل می شد و صف های طولانی بازرسی بیت را کاروانهایی که از قزوین آمده بودند پر کرد(نزدیک به1200 نفر) ،خانواده های شهدا،بچه های باصفای هیئت خودمون ،دوستان بسیج مهدیه، بچه های مسجد امام حسین،امامزاده علی،شهرک کوثر،دانشجویان دانشگاه های مختلف استان، بعضی از مسئولین،خبرنگاران و مطبوعاتی ها و ... که صحنه ای بسیار جالب را برای انسان تداعی می کرد که همه و همه آمده بودند تا با ولی زمان خود بیعتی دوباره داشته باشند.
زمان: ساعت 5 بعد از ظهر ورودی درب حسینیه
اینجا که رسیدیم من یاد خاطره شب اول مراسم بیت امسال افتادم که چقدر راحت می تونستیم بریم جلوی حسینیه بنشینیم و آقا رو زیارت کنیم که به پیشنهاد یکی از دوستان نرفتیم و طمع کردیم و چقدر حالمون گرفته شد و باقی ماجرا...
وارد حسینه امام خمینی که می شوی انگار به مراسم شب عاشورای امامزاده رفته ای و تا چشم کار می کند از سمت چپ حسینه از ردیف های جلو گرفته تا وسط حسینیه و شاید تا انتهای حسینیه امام را همشهریان و دوستان هیئتی خود را می بینی که مشتاقانه خود را برای دیدار با حضرت ماه آماده می کنند...
هر چند وقتی ندایی و شعری و شعاری از نقاط مختلف حسینیه سر داده می شود و شور و هیجان مردم را نشان می دهد.
نزدیک اذان مغرب به پیشنهاد مداح کاروان 5/6 نفری ذکر ام ابیها را گرفتیم که در کمتر از چند ثانیه بیشتر حسینیه همراه شدند و چند دقیقه ای هم به سینه زدیم تا نام ما هم در دفتر عزاداران بی بی دوعالم ثبت شود.
هر چه قدر به زمان اذان نزدیک تر می شدیم دلها بی تاب تر می شد تا...
زمان:ساعت 20/45 دقیقه و لحظه دیدار با امام خامنه ای
وقتی نماز مغرب و عشا تمام شد تقریبا تمام جمعیت به قسمت جلوی حسینیه آمده بود و شعار می داد که :ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم و چه شعار زیبا و دلنشینی بود این شعار!
و ساعت ها انتظار به پایان رسید و ولی امر مسلمانان جهان وارد حسینیه شد که دیگر مردم را نمی شد کنترل کرد . شعار ها و ابراز احساساتی که می کردند و اشکهای جوانان و نوجوانان فدایی رهبر در این لحظات دیدنی بود.
اگر حاج آقای پناهیان صحبت های خود را شروع نمی کرد نمی دانم چگونه این موج عشق که در دریای عظیم ولایت شناور شده بود را می شد آرام کرد؟!
از صحبتهای بسیار زیبا، هنرمندانه و حساس حجت الاسلام پناهیان گرفته تا روضه خوانی مداح جوان بیت و همه و همه باعث می شود تا احساس کنی امشب در باصفاترین حسینیه دنیا برای حضرت زهرا و در کنار آقا عزادارای کرده ای!
حتی وقتی مراسم تمام می شود و خادمین سفره را پهن می کنند بر روی آن زیلوهای ساده و آبی رنگ انگار بر روی ابرهای آسمان نشسته ای و غذای نذری می خوری!
خلاصه اینکه جای همه دوستانی که نیامدند خالی بود و امیدوارم مسئولین استان با توجه به این شور و اشتیاقی که در بین مردم علی الخصوص قشر جوان وجود دارد برنامه ای را تدارک ببیند تا مردم استان قزوین هم همانند سایر استانها در روزی خاص که قبلا در این رابطه مطلبی را نوشته بودم با مقام معظم رهبری تجدید بیعتی دوباره بکنند. انشاءالله جا دارد به سهم خود از همه دوستان عزیزم در مسجد امام حسین (ع) که زحمت هماهنگی های این کار بسیار زیبا را کشیدند و شرایط را فراهم کردند تشکر و قدردانی نمایم.

و در آخر:
زمان:ساعت1/45 بامداد جلوی درب منزل
و من هنوز در فکر این شور و اشتیاق امت حزب الله به ولی زمان خود بودم و اینکه چه زیبا گفت حضرت روح الله:
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.


«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.