حجت الاسلام علی ارباب

قبل از سفر حضرت آقا شایعاتی بود که همزمان با تشریف فرمایی ایشان به قزوین تعدادی از روحانیون بدست مبارک ایشان معمم خواهند شد و این شایعات رفته رفته داشت به واقعیت تبدیل می شد و در همین رابطه نیز از تعدادی طلبه ها ثبت نام بعمل آوردند و یکسری امتحانات از آنها گرفتند.

درست در روز اول سفر اعلام کردند که این برنامه به احتمال بسیار زیادی لغو شده اما شما آماده باشید که هر وقت اعلام کردند بیائید.

درست شب آخری که حضرت آقا قزوین  بودند(پنجشنبه شب) به ما خبر دادند که بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد شیخ الاسلام باشید جهت برگزاری این مراسم.واقعا خیلی خوشحال بودیم و سر از پا نمی شناختیم.

خوب طبق روال همیشگی این دیدارها قبل از ورود به مسجد میبایستی از گیت بازرسی که در ورودی مسجد گذاشته بودند رد می شدیم و تیم حفاظت هم اصرار فراوانی داشت تا عمامه های ما را هم از گیت رد کند و ما هم چون برای اولین بار بود که عمامه ها را اینقدر تمیز منظم بسته بودیم نمیخواستیم تا آسیبی به آن برسد یا باز شود که یکی از محافظ های خود آقا گفت:بابا اینقدر نگران نباشید اگر باز شد من خودم برایتان خیلی بهتر می بندم که از قضا این این اتفاق هم افتاد و عمامه یکی از دوستان در هنگام بازرسی باز شد و آن محافظ هم به سرعت و زیبایی هر چه تمام دوباره آن را بست!

مسئولین برگزاری این مراسم کلی برنامه ریخته بودند تا از بین این روحانیون که تعدادمان تقریبا به سی نفر می رسید که کدام طلبه اول معمم شود و چه بگوید و از این مسائل که با ورود حضرت آقا همه برنامه هاشان بهم خورد و خود حضرت آقا فی البداهه یکی از روحانیون را انتخاب کردند و اولین عمامه را بر سر ایشان گذاشتند و برای هر کدام هم دعایی می خواندند و صلواتی فرستاده می شد.

صحبتهای حضرت آقا در آن مراسم خیلی برای ما شیرین بود که هنوز هم فرمایشات ایشان را که به یاد می آورم واقعا لذت می برم.مخصوصا آنجایی که حضرت آقا فرمودند که شما قبل از این که ملبس به این لباس محترم بشوید هر کاری می توانید بکنید و هر جایی میوانید بروید،  اما با پوشیدن این لباس دیگر داستان فرق می کند و باید خیلی خیلی حرمت این لباس را نگه دارید.

ناگفته نماند که اگر تلاش ها حضرت حاج آقای باریک بین برای برگزاری این مراسم نبود شاید هیچ وقت این اتفاق بسیار شیرین برای ما رخ نمی داد.

یکی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت:

در زمان سفر حضرت آقا به قزوین از طریق یکی از دوستان نامه ای برای ایشان نوشتیم که در آ ن نامه در خواست کرده بودیم در صورت امکان و در زمان حضور ایشان در قزوین خطبه عقد ما را ایشان بخوانند.

صبح روز سوم سفر تماس گرفتند که برای امشب ساعت 9 مسجد شیخ الاسلام باشید تا این برنامه انجام شود، البته چند زوج جوان دیگر نیز بودند.

قرار بود که من و عروس خانم و پدر مادرهایمان در این مراسم حضور داشته باشیم و خلاصه خیلی خوشحال از این موضوع بودیم که بعد از ظهر همان روز دوباره تماس گرفتند و معذرت خواهی کردند که این برنامه لغو شده اما حضرت آقا برای شما و زوج هایی که قرار بود بیایند یک جلد قرآن کریم و هدیه ای در نظر گرفتند که تقدیم حضورتان خواهد شد.

وقتی برای دریافت آن هدیه مراجعه کردیم یکی از اعضای دفتر توضیح مفصلی داد که بواسطه تراکم زیاد برنامه های حضرت آقا و زمان کم، امکان برگزاری آن برنامه نبود و باز هم عذرخواهی کردند.

از در که داشتم بیرون در می آمدم یه بنده خدایی به من گفت شما صبر کنید کارتان دارم بعد از احوال پرسی  ایشان به من گفت دوست داری خطبه عقدتان را یکی از مراجع تقلید بخواند؟!

و من هم گفتم دوست داشتم که این مراسم توسط حضرت آقا انجام شود که قسمت نشد و چه چیزی از این پیشنهاد بهتر و با هماهنگی و راهنمایی های ایشان چند روز بعد خطبه عقد ما را حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی در قم خواندند.