در چند روز گذشته خبرها و شنیده ها حکایت از چند جابجایی در تعدادی از ادارات کل استان داشت، که بغیر از یکی از این انتصابها که از مدیران غیر بومی می باشد در سایر این انتصابها از مدیران موفق قزوینی و بومی استفاده شده است که حقیقتا جای تشکر و قدردانی فراوان از مسئولین ارشد استان و نمایندگان محترم مجلس دارد.

1- انتخاب جناب آقای محسن حق شناس به سمت مدیرکلی ورزش و جوانان استان قزوین با همه حرف و حدیث هایی که همراه خود داشت یکی از بهترین انتخاب ها در چند سال گذشته در استان بوده است.مدیری کارآمد،مکتبی،جوان و دلسوز که نیازی به تعریف و تمجیده بنده که سالیانی است در کنار ایشان افتخار شاگردی دارم را ندارد.

2- انتخاب آقای نادر محمدزاده به سمت مدیرکلی راه و شهرسازی استان قزوین که ایشان هم انصافا زحمات زیادی را در سمت های مختلف در قزوین کشیده اند و نباید به سادگی از کنار آن گذشت. با این وجود انتقاداتی نیز به این مدیر جانباز و ارزشی وارد هست که ایشان نیز بایستی در جهت رفع این انتقادات تلاش بیشتری بکند.

اما اصل صحبت من بیشتر با مسئولین ارشد و بزرگان استان در باب این انتصابها می باشد.متاسفانه از دیرباز قزوین سکوی پرتاب خیلی از مدیران غیر بومی بوده است که یا اوایل دوران مدیریت خود را در قزوین انجام داده اند و به مقام بالاتر رسیده اند و یا اواخر دوران مدیریت خود را در این استان بوده اند و به مقام بازنشستگی نائل آمده اند که این داستان دیگر تبدیل به ضرب المثلی در میان قزوینی های عزیز شده است.

افرادی که به گفته خیلی از صاحب نظران هیچ گونه تعلق خاطری به پیشرفت اساسی در قزوین نداشته اند و فقط برای انجام امور جاری تلاش می کردند.

البته نباید از این نکته هم به سادگی گذر کرد که در سالهای گذشته (علی الخصوص اوایل دولت نهم) انتصاب های ناشیانه سیاسی و خانوادگی در استان ضرر جبران ناپذیری را در قزوین به یادگار گذاشت که همین امر باعث شد تا بعضی ملاحظات در باب انتخاب مدیران بومی در نظر گرفته شود.

بی شک در استان قزوین هستند افراد توانمندی که بدون وابستگی به جریانی سیاسی و حزبی می توانند سبب پیشرفت استان در زمینه های مختلف باشند. که بایستی این افراد شناسایی و از پتانسیل های آنها استفاده شود که متاسفانه در انتخاب مدیران بومی اصلا به این نکته توجهی نمی شود.و همین امر با عث می شود تا این نیروی توانمند در استان دیگری به خدمت در بیاید و یکی از بهترین مدیران آن استان به حساب بیاید. که نمونه های مختلفی در این زمینه وجود دارد(از مدیرکل های استانی و معاون وزیر در پست های دولتی بگیرید تا علما و روحانیون صاحب نام  و صاحب اندیشه در حوزه های علمی و دینی).

که وقتی امروز با این عزیزانی که از قزوین رفته اند صحبت می کنی دیگر هیچ تمایلی برای بازگشت به قزوین و خدمت در این استان ندارند. که این یک آفت بزرگ برای ما محسوب می شود.

اگر تنها درصد بسیار کمی از حمایتی که بعضی از مسئولین و بزرگان استان از تعدادی از مدیران نالایق و غیربومی استان را صرف همین نیروهای کارآزموده و متدین بومی می کردند حقیقتا وضعیت استان نسبت به حال خیلی بهتر از این بود.

مخالفتها و سهم خواهی های نمایندگان محترم مجلس و احزاب و تشکل ها هم که در این ماجرا به یک قانون تبدیل شده است که در این جا باید از نماینده محترم ولی فقیه در استان توقع داشت تا با مدیریت مدبرانه خود این مساله را هم تحت کنترل در بیاورند.

البته اختلاف نظر و بحث درباره موضوعات در بعضی موارد باعث پیشرفت نیز می شود اما اظهارنظرهای بی مورد و غیر مستدل در این مورد بسیار رواج پیدا کرده است.

مثلا در ماجرای این انتصابات چند روز گذشته شایعه شده بود که هوادران بعضی از نمایندگان منتخب شدیدا مخالف انتصاب یکی از مدیران بوده و حتی جریانی را هم در فضای مجازی و غیره به راه انداخته بودند که مثلا جلوی این کار رابگیرند و ...(داستان این شایعه پردازان بی هویت در فضای مجازی نیز یکی از آفت های بزرگ در این ماجراها به حساب می آید و بدتر از آن کسانی که به این شایعه ها استناد می کنند و ترویج و باید برای جلوگیری از آن تا دیر نشده کاری کرد!)

اما وقتی با این بزرگواران صحبت کردم متوجه شدم که این جریان براه افتاده کاملا سرخود دست به چنین کاری زده اند و هیچ گونه نسبتی هم با این نمایندگان نداشته و حتی نظر آنها کاملا موافق با انتصاب ایشان بوده و کلی هم از ایشان حمایت کردند، اما دلخوری که این عزیزان داشتند بیشتر در مورد بی اطلاع بودنشان از انجام این انتصاب بوده که مورده بی مهری مسئولین ارشد دولتی در استان قرار گرفته اند و اینکه کمترین نظری هم از این عزیزان نخواسته اند.(که این داستان خود حکایت مفصلی دارد و دل پر دردی که از همین مسئولین ارشد استان داریم!)

که این مورد نیز بایستی با هماهنگی بیشتر بین مجموعه استانداری و نمایندگان محترم حل بشود.

به اعتقاد من نحوه قضاوت ما از عملکرد مدیران بومی بایستی تفاوت بسیاری با یک مدیر غیربومی داشته باشد و صد البته در انتقال پیشنهادات و انتقادات به آنها کوشا باشیم و در رفع مشکلات کمکشان کنیم.

نه اینکه از قبل این که شروع بکار کنند تا پایان مسئولیتشان به حاشیه ها بپردازیم!(هر چند در بعضی موارد یادآوری نکات و امر به معروف هم باید در دستور کار قرار بگیرد)

شرایطی که در استان در حال بوجود آمدن است به عقیده من نوید روزها و آینده روشنی از قزوین را می دهد و مهمترین شرط این اتفاق هم اتحاد و همدلی بیش از پپش بین مسئولین فعلی و آینده استان است. انشاءالله