وقتی هوای شهر نفس گیر می شود !!!
امام خامنه ای(حفظه الله تعالی):
در حوادثِ فتنهگون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است.
در چند هفته گذشته اتفاقاتی در سطح شهر قزوین به وقع پیوست که هم جای خوشحالی دارد و هم جای بسی تاسف!اتفاقات ناگواری که برای همیشه در تاریخ قزوین ثبت شد و ماندگار!
جای خوشحالی از این لحاظ که امت حزب الله همیشه ثابت کرده که پشتیبان آرمان های نظام و امام و شهدا بوده و جای تاسف برای بعضی از مدیران و حضرات که چهره واقعی خود را برای مردم شناساندن و اینکه چگونه در مواقع حساس عقب نشینی می کنند تا بیشترین ضربه را نیروهای خودی بخورند و پس از آرام شدن فضا همه چیز را به اسم خودشان تمام کنند.
ماجرای تخریب قبور مطهر شهدا در صحن امامزاده حسین (ع) و دنباله ماجرای آن در نماز جمعه و نوشتن بیانیه ی ناپخته و باقای ماجرا!
این که در این ماجرا عده ای اشتباه کردندو حاضر به این نشدند که از مردم و امت حزب الله بخاطر کار خطایی که کرده بودند یک معذرت خواهی ساده بکنند تا این داستان به این شکل دنباله دار نشود نشان از بی تدبیری مسئولینی دارد که فقط به فکر منافع خودشان هستند دارد.
اما:
روی صحبت من با عده ای از افراد معلوم الحال است که توانستند در این ماجرا از آب گل آلود ماهی بگیرند و به منافع شوم خود نزدیک تر بشوند است.(که در این رابطه آقای کبودوند مفصل نوشته اند).
این افراد معلوم الحال چنان از این جریانات نهایت استفاده را به نفع خود کردند که به طور کامل خیانتها و جنایتهای خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی فراموش کردند!!
یکی بخاطر اینکه دو روز بیشتر در مقام مدیرکلی بماند و دیگری بخاطر حمایت از کاندیدای خاص مجلس و ... با اینکه ماجرای صحن امامزاده حسین(ع) و تخریب قبور شهدا هنوز برای من جا نیفتاده است و واقعا بایستی یک روشنگری در این رابطه برای اذهان عمومی شود تا مردم از این سر در گمی نجات پیدا کنند اما واقعا چطور می شود که یکسری از افراد این گونه رنگ عوض می کنن؟!
یکی از افرادی که توانست در این جریان به ظاهر خوب وارد شود و خودی نشان دهد جناب مدیرکل صدا و سیمای قزوین بود که حقیقتا هم نمره خوبی در آزمون جوسازی در این مساله گرفت!
مدیرکلی که خود دنیایی از مشکلات است و اگر بخواهیم مسائل او را بررسی کنیم بایستی ساعتها در رابطه با مسائل و مشکلات این فرد صحبت کنیم به یکباره در این مساله کاسه داغ تر از آش می شود و برای فرار از حاشیه های خود تصمیم به جوسازی در این ماجرا می گیرد!
آقای مدیرکل صدا و سیما !باور نمی کنم که شما دلت برای شهدا سوخته باشد و بخاطر همین تصمیم گرفته باشی که آن گزارش عجیب و غریب را برای بخش خبری بیست و سی فرستاده باشی!
آقای مدیرکل اگر این را نمی دانید لازم است برایتان توضیح دهم که قزوین پر است از الف بچه هایی که شما آنان را رأس فته و استاد جوسازی می دانید.
هر چه هست ما نون بازوی خود را میخوریم و مثل نچه های شما نیستیم که جلوی رویتان تملق گویی و چاپلوسی کنیم و پشت سرتان و پیش این و آن گریه و زاری...
آقای مدیرکل صدا وسیما ! قزوین هنوز هم آنقدر ها که شما فکر می کنید بی سر و سامان نشده که شما در یکی از جلسات اخیر که با حضور مسئولین ارشد استان بوده بیائید به بسیج و بسیجی و سپاه اهانت کنید و کسی هم جواب شما را ندهد!
در آستانه سالروز سوم خرداد و حماسه بزرگ فتح خرمشهر شما به نهادی اهانت کرده اید که همان بسیجیان اگر در دفاع مقدس نبودند شما امروز این میز مدیرکلی و ریاست را نداشتید و...
افتخار من بعنوان یک عضو کوچک از خانواده بزرگ بسیج این است که فرمانده من عزیز آقاست و همیشه و همه جا پشتیبان ولایت بوده و هست!
حال شما در این مدت کار را به جایی رسانده اید که اول به یکی از اعضای خانواده شهدا اهانت می کنید و بعد از آن به بسیج و بسیجی و شاید در آینده نزدیک باید شاهد آن باشیم که....!!!
اگر هم در آن جلسه کسی به شما چیزی نگفته به احترام لباس مقدسی بوده که شما بر تنتان کرده اید و هیچ اعتقادی هم به آن ندارید!
آقایان مسئول ارشد و نماینده مجلس خبرگان و نماینده مجلس شورای اسلامی و خطیب محترم نماز جمعه!
باور کنیم اگر امروز در برابر این گونه حرفها و اهانتها سکوت کنیم و عکس العملی نشان ندهیم فردای قیامت باید پاسخگو باشیم.
آقای ابوترابی باور کنید ذره ای از ارادتمان نسبت به شخص حضرتعالی که همیشه حامی و فدایی ولایت بوده اید کم نشده اما به ما حق بدهید که کمی از دست شما دلخور باشیم . چرا که شما از اولین افرادی بودید که در جریان اتفاقات صدا و سیمای مرکز قزوین قرار گرفتید ولی...!
حضرت آیت الله اسلامی باور کنید پخش مکرر تشکر ویژه شما از بخش خبری صدا و سیمای مرکز قزوین فقط به فقط به جهت منافع شخصی مدیر آن مرکز است نه چیز دیگری!
فرماندهان عزیز استان باور کنید که اگر در همان روز های نخستی که باب انتقادات از این مدیرکل باز شده بود و گاه و بی گاه نیز به گوش شما می رسید اقدامی کرده بودید امروز شاهد این چنین اهانتهایی نبودیم
و آقایان مدیرکلی که بعد از هر بار مصاحبه شما با صدا و سیمای مرکز قزوین از شما درخواست تقدیرنامه ای برای جناب مدیرکل مرکز می شود می دانید که هر کدام از آن تقدیر نامه ها که شما می نویسید و امضا می کنید می شود سندی مبنی بر...
آقایانی که همیشه دنبال سند می گردید واقعا اسراف در بیت المال و هزینه های سنگین در دعوت از میهمانان چند دقیقه ای را نمی توان بعنوان سند عنوان کرد.
یا بذل و بخشش های بی حد اندازه به افرادی که فقط خواسته های ایشان را برآورده می کنند سند معتبر نیست!
ایکاش آن عده از کارمندان صداوسیمای مرکز قزوین که در حال تلاش هستند تا برای ابقای مدیرکل عزیزشان امضا جمع کنند کمی هم به فکر آخرتشان بودند و یاد آن دسته از افراد مظلوم آن مرکز می افتادند که توسط همان مدیر کل تحقیر شدند و بخاطر آبرویشان حرفی بر زبان نیاوردند!!!
ماجرای این نوع حرکات ، اتفاقات و این نوع از تفکرات مدیریتی فقط به یک مدیرکل صدا و سیما ختم نمی شود و امروز شاهد آن هستیم که این نوع تفکر و روش اندک اندک در میان سازمانها و ادارات شهر در حال رشد کردن است که واقعا جای تاسف دارد!
امروز وقتی اینگونه جریانات و اتفاقات ریز و درشت را در استانی که دارالمونین است می بینیم و سکوت اختیار می کنیم دیگر چه امیدی هست برای فرداها!!!امروز هوای شهر برای من و خیلی از دوستانم نفس گیر شده ، اما هنوز این باور را داریم که باب عدالتخواهی همیشه بوده و خواهد بود انشاءالله
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.