ای حضرت مؤنث...
ای نازک شکستنی، در جمع مردها
ای حضرت مؤنث، اینجا کجا شما؟
ای میوهی رسیده نزول شما بخیر
خوش آمدید از سفر باغ ناکجا
سدره چگونه؟ شاخهی طوبی چطور بود؟
این چند روزه هیچ نپرسیده حال ما
هر روز نور میخورد از چشمهای تو
سیارهی گرسنه، خورشید ناشتا
مردی تمام طعم تو را اربعین گرفت
نسبت به هر غذای به جز تو بیاشتها
هم بوی یاس داری و هم بوی سیب وبه
میخواستم ببویمت ای گل جدا جدا
تو با ظهور این دو نفر مو نمیزنی
خانم بگو شما یکی هستید یا دوتا؟
از جملههای اسمیه اطراف ما پر است
اینجا همه خبر، تو به هرحال مبتدا
آیا کسی بدون وضو دست زد به تو؟
ای سیب گونههای تو سرخ از حیا چرا؟
من پهلوی توام تو بشو چشمهای من
من ضربه میخورم و تو باقی ماجرا ...
اثر شاعر دلسوخته استاد رضا جعفری
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط امیر صالحی
|
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.