ارباب صدای قدمت می آید...
حقیقتا دلم تنگ شده بود برا این حال و هوا که همه مسائلش برای آدم لذت بخشه!
از حرص و جوش خوردن مجوز گرفتن برای نصب بیلبورد و داربست(که انصافا امسال بچه های زیباسازی خیلی برخورد خوب و مودبانه ای داشتند و تا اونجایی که می تونستند به بچه های هیئتی کمک کردند) بگیر تا چاپ پوستر و بی خوابی برای نصبش و سیاه زدن تو حسینیه ها و آشپزی و سینه زدن و عزاداری و...
پنجشنبه و جمعه که تو هیئت خودمون و امامزاده اسماعیل(ع) برنامه سیاهپوشان حسینیه رو داشتیم می دیدم بچه هایی رو که یه گوشه بی سر و صدا هم کارشون رو می کردند و هم حال خوشی داشتند و با ارباب خودشون صفا می کردند...
دیشب رفتم یه سری به دوستان مجموعه هیئت شهدای گمنام بزنم و یه خسته نباشیدی بهشون عرض کنم که وقتی وارد مجموعه هلال احمر(محل برگزاری مراسم امسالشون)واقعا لذت بردم.شنیده بودم که چند وقتی هست که مشغول آماده سازی اون فضا هستند واسه برنامه محرم اما فکر نمی کردم حجم کار اینقدر سنگین باشه.پیشنهاد میکنم حتما تو شبهای دهه اول محرم یه سری هم به هیئت شهدای گمنام بزنید.
خلاصه اینکه تو این ایام واسه هم خیلی دعا کنیم،مخصوصا دعا برای فرج و عاقبت بخیری...
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.