چند روزی میشه که دوباره تب و تب برنامه های محرم تو شهر یه حال و هوای دیگه ای ایجاد کرده.از زدن پرچم های سیاه در کنار مغازه ها بگیر تا برپایی تکیه ها و حسینیه ها ،ایستگاه های پخش نذری و...

حقیقتا دلم تنگ شده بود برا این حال و هوا که همه مسائلش برای آدم لذت بخشه!

از حرص و جوش خوردن مجوز گرفتن برای نصب بیلبورد و داربست(که انصافا امسال بچه های زیباسازی خیلی برخورد خوب و مودبانه ای داشتند و تا اونجایی که می تونستند به بچه های هیئتی کمک کردند) بگیر تا چاپ پوستر و بی خوابی برای نصبش و سیاه زدن تو حسینیه ها و آشپزی و سینه زدن و عزاداری و...

پنجشنبه و جمعه که تو هیئت خودمون و امامزاده اسماعیل(ع) برنامه سیاهپوشان حسینیه رو داشتیم می دیدم بچه هایی رو که یه گوشه بی سر و صدا هم کارشون رو می کردند و هم حال خوشی داشتند و با ارباب خودشون صفا می کردند...

دیشب رفتم یه سری به دوستان مجموعه هیئت شهدای گمنام بزنم و یه خسته نباشیدی بهشون عرض کنم که وقتی وارد مجموعه هلال احمر(محل برگزاری مراسم امسالشون)واقعا لذت بردم.شنیده بودم که چند وقتی هست که مشغول آماده سازی اون فضا هستند واسه برنامه محرم اما فکر نمی کردم حجم کار اینقدر سنگین باشه.پیشنهاد میکنم حتما تو شبهای دهه اول محرم یه سری هم به هیئت شهدای گمنام بزنید.

خلاصه اینکه تو این ایام واسه هم خیلی دعا کنیم،مخصوصا دعا برای فرج و عاقبت بخیری...