ایها المسئولین!!!
این هفته دفاع مقدس فرصت خوبیه تا یه خورده ای هم به گذشته حال و آینده خودمون بیشتر فکر کنیم!
ای کاش یه خورده هم به خون شهدا احترام می گذاشتیم و کمتر باعث این می شدیم تا خیلی ها رو نسبت به همه چی با کارهایی که داریم میکنیم بدبین نکنیم!!!
بابا آخه صدها هزار نفر رفتند شهید شدند تا ما خیلی راحت و با آرامش الان بشینیم پول بیت المال رو حیف و میل کنیم؟!
آی آقایونی که الان نشستید و دارید با خیال راحت به آینده مدیریتی خودتون فکر می کنیدخبر از این دارید که بابا یه آخرتی هم در کار هست؟!
اسراف و ریخت و پاش های فراوان در بیت المال آخه چقدر؟!
بابا آخه این درد رو به کی باید بریم بگیم که مدیر کل صدا وسیمای استان ما که لباس روحانیت هم بر تن دارد دستور داده تا بالای کوه نزدیک به یکی از مراکز فرستنده تلوزیونی پر قدرت (جاده رشت مراد تپه) در مساحتی قریب به 3000 متر مربع با هزینه بالای 20 میلیون تومان بنویسند یا علی!!!
البته قبل از اینجا بالای درب ورودی صدا و سیمای قزوین هم چنین دستوری مبنی برنوشتن نام مبارک حضرت علی را صادر کرده بودند که هم اکنون نیز وجود دارد!
آخه تو کجای احکام و رساله قرآن و هر کتاب مقدسی اومده که اینقدر هزینه کنید واسه خاطر نوشتن اسم یک معصوم!
بابا به بخدا ما از همین لباس روحانیت شنیدیم که امیرالمونین تو نهج البلاغه می فرمایند :
سوگند به خدا! اگر بر روى خارهاى سعدان، به سر ببرم و يا با غل و زنجير، به اين سو و آن سو كشيده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پيامبرش را، در روز قيامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان، ستم، و چيزى از اموال بیت المال را غصب كرده باشم!به خدا سوگند! برادرم، عقيل، را ديدم كه به شدت، تهيدست شده و از من، درخواست داشت تا يك مَنْ از گندمهاى بيتالمال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگى، داراى موهاى ژوليده و رنگشان تيره شده بود، گويا با نيل، رنگ شده بودند. پى در پى، مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مىكرد. چون گفتههاى او را گوش فرا دادم، پنداشت كه دين خود را به او واگذار مىكنم و به دلخواه او، رفتار، و از راه و رسم عادلانه خود، دست برمىدارم. روزى، آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم. پس چونانِ بيمار، از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: «اى عقيل! گريهكنندگان بر تو بگريند! از حرارت آهنى، مىنالى كه انسانى، به بازيچه، آن را گرم ساخته، اما مرا، به آتش دوزخى مىخوانى كه خداى جبارش، با خشم خود، آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيز، مىنالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟».
به خدا باور کنید ما هم مثل سردار صابری دغدغه ي نحوه هزينه كرد اعتبارات فرهنگي را داريم! چند وقته که این بحث بودجه های فرهنگی شده نقل محافل همه؟ مگه این اولین مساله است که از زمان مدیریت این بنده خدا در صدا سیمای استان داره اتفاق می افته؟ چرا پس گوش هیچکس بدهکار این مسائل نیست؟! توان مدیریتی ایشان اینقدر بالا هست که در عرض چند ساعت یک نفر رو از نون خوردن می اندازه و طرف رو بخاطر رنگ پیراهنش بدون هیچ تذکری به عوامل برنامه ، ممنوع التصویر می کنه و هیچ کس هم صداش در نمیاد تا مبادا مشکلی براشون پیش بیاد.
واقعا مسئولین و مقامات ارشد استان از این ماجراها خبر ندارند؟
باور کنید که دارند!!!
در خبر ها از قول مدير كل برنامه و بودجه استانداري خواندم که گفته بودند:اعتبارات فرهنگي بايد هدفمند هزينه شود.نحوه هدفمند کردن بودجه های فرهنگی اینگونه است؟ مگر صدا و سیما جزو مجموعه های فرهنگی این استان نیست؟
آخه چطور می شودکه ماهی یک میلیون و خورده ای از بودجه بیت المال را به 2 طبقه ساختمان مجهز در بهترین منطقه قزوین که فقط 2 نفر در آن زندگی می کنند بدهی؟!!
چرا هیچکس بخاطر عدم حضور ایشان در جلسات مختلف و مهمی مانند شورای فرهنگ عمومی استان و همینطور جلسات مهمی همچون برنامه ریزی و تنظیم درآمدهای دستگاه های استان در نهاد ریاست جمهوری برای سفر سوم دولت ،با این شخص برخورد نمی کند؟!
من برای کارمندان مرکز صدا و سیمای قزوین و افرادی که به هر نوعی با این مجموعه ارتباط دارند واقعا متاسفم!به بعضی از این دوستان که درد دلهای خود را با نام های بی نشان در چند پست قبل که مربوط به همین بنده خدا بوددر قالب پیغام و نظر عنوان کرده بودند حق می دهم که اگر با اسم و رسم چنین کاری را بکنند برایشان بد تمام شود ولی آخر تا کی؟!
تا کی باید شاهد آن بود تا این مسائل آنقدر بزرگ شود تا دیگر کسی از عهده جمع و جور کردنش بر نیاد!
ایها المسئولین!!!
بشنوید این صداها را که از گوشه و کنار استان در رابطه با این اخلاقهای مدیران قزوین(که معروف است به دارالمومنین) به گوش می رسد.
و للعاقبه للمتقین
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.