روز فراموش نشدنی...
دو نفر از اعضای این گروه از دوستان مجموعه هیئت ما بودند که در این حادثه جان خودشون رو از دست دادند.
هنوزم بعد از گذشت 5 سال وقتی به اون روزها فکر می کنم و خاطرات اون ایام رو مرور می کنم اصلا باورم نمیشه که این دونفر از پیش ما رفتند...
ایام فوت این بچه ها خیلی روزهای سختی بود.بیشتر بچه های هیئت ما به اردوی زیارتی مشهد رفته بودند،پدر علی خوش پنجه سفر عمره بود،و تازه سه ماه از فوت پدر علی مردانی گذشته بود که این اتفاق افتاد!
اونهایی که مراسم تشییع این 11 نفر رو دیده اند حتما می تونند شهادت بدن که چه مراسم با شکوه و باعظمتی بود.برای خود بچه های ما که واقعا همینطور بود.وقتی برای دو نفر از فعال ترین بچه های هیئت که همیشه لقب خادم الحسینی رو برای خودشون افتخار می دونستند این اتفاق افتاد،واقعا انگار همه بچه ها جزوی از اعضای اصلی خانواده شون رو از دست داده بودند.واقعا بچه های ماهی بودند...

(زنده یاد علی مردانی و زنده یاد علی خوش پنجه)
یادمه اون روزی که داشتیم این بچه ها رو دفن می کردیم یکی از بچه های زمان جنگ که بعد ها خودش هم پر کشید و رفت می گفت من از بعد تشییع جنازه شهدا ،این اولین باره که یه همچین مراسمی رو می بینم.
وقتی همه مردم رفتند تازه نوبت بچه های هیئت بود تا بیان با رفیقاشون خداحافظی کنند.
عجب لحظه های سختی بود...
هنوزم که هنوزه جای این دو نفر تو هیئت ما خالیه و یادشون همیشه با ما هست!
امسال هم در سالروز فوت این عزیزان که مصادف شده با اولین روز ماه مبارک رمضان در کنار مزار این دوستان جمع می شیم و یادشون رو گرامی می داریم.
پنجشنبه 21مرداد ساعت 18 بعدازظهر بهشت حسینی(کنار مقبره مرحوم ولدآبادی)
شادی روحشان صلوات
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.