روز خبرنگار!!!

1- روز خبرنگار بر همه دوستان عزیز اهل خبر و رسانه مبارک
علی الخصوص به دایرةالمعارف خبرنگاران استان و صاحب وبلاگ اندیشه زلال
دیروز در مراسم تجلیل از شهدای عرصه اطلاع رسانی که با حضور دکتر احمدی نژاد در تهران برگزار شده بود شرکت کردم.
بسیار برنامه خوبی بود و واقعا خبرگزاری ایرنا برای اجرای این برنامه خیلی زحمت کشیده بود.
سخنران اول این مراسم آقای مشایی بود که بنده به شخصه از 33 دقیقه سخنرانی ایشان کلا 3 دقیقه متوجه شدم!!!
احترام بسیار زیاد آقای احمدی نژاد به رحیم مشایی همه اون فکرهایی رو که تو ذهنم نسبت به ارتباط دکتر با ایشان را داشتم نقش بر آب کرد(دکتر شدیدا غرق در مشایی شده)
برنامه علیرضا افتخاری جلسه رو از حال و هوای سخنرانی آقای مشایی بیرون در آورد!
اجرای برنامه هم که به عهده آقای نظام اسلامی بود واقعا در خور تحسین بود.
اما اصلی ترین برنامه مراسم دیروز سخنرانی دکتر احمدی نژاد بود که واقعا عین 50 دقیقه سخنرانی سکوت کامل در سالن حکم فرما بود و همه به صحبت های ایشان گوش می دادند.
انتقاد دکتر از تبلیغات جدید ایرانسل نشان از تیز بینی رئیس جمهور نسبت به این مسائل بود.
دفاع رئیس جمهور از معاون سیاسی دفترش و انتقاد شدید از دستگاه قضایی در این رابطه و همینطور مساعدت با بازگشت خبرنگاران و رسانه ایی هایی که در یک سال گذشته و جریانات اتفاق افتاده از کشور خارج شده بودند و دو سه خبر دیگر درباره روز خبرنگار از مباحثی بود که دکتر درابطه با اونها صحبت کرد.
اما نکات جالب توجه جلسه:
سوال بی مقدمه آقای ممدوخی خبرنگار پیرمرد از رئیس جمهور در رابطه با زمان معرفی مفسدان اقتصادی خنده را برلبان همه حضار نشاند!
البته دکتر هم به ایشان گفت که شما تا بحال 12 مرتبه این سوال رو از من پرسیده اید و من هم جواب داده ام و اینکه آیا فراموش کرده اید که من سال گذشته 10 دقیقه در رابطه با این مساله صحبت کردم چه اتفاقاتی در کشور افتاد!!!
در همین حین یکی از خبرنگاران استان ما شروع کرد به دادن شعار: احمدی بت شکن بت بزرگ رو بشکن که فقط نفر بغل دستی اش ایشان رو همراهی کرد و همه سالن با تعجب دنبال این بودند که ببیند این شعار بی جا از کدام سمت سالن و توسط چه کسی گفته شد!!!
بعد از این شاهکار همشهری ما ،همشهری دیگر ما نیز در پایان سخنرانی رئیس جمهور از ایشان در رابطه با
چاپ آگهيهاي دولتي در روزنامه ایران از رئیس جمهور سوالی پرسید که اینبار رئیس جمهور با تعجب از این سوال گفت که ای بابا این مساله که دیگه قدیمی شده و چاپ آگهی های دولتی تنها در زونامه ایران، چند وقتی هست که منتفی شده و باز هم سالن با تعجب دنبال پرسشگر این سوال بودند!!!
این از داستان دیروز تهران ما اما امروز هم به همت خانه مطبوعات استان جلسه ای برای تجلیل روز خبرنگار در یکی از سالن های پذیرایی استان تدارک دیده شده بود.با توجه به اینکه برنامه با 80دقیقه تاخیر شده بود جلسه پرجمعیتی بود و هر چقدر هم به وقت نهار نزدیک می شدیم به تعداد شرکت کنندگان در جلسه افزوده می شد...
نکته جالب توجه در این برنامه به غیر از دو پلاکاردی که تو سط دو موسسه بانکی و خیریه به مناسبت روز خبرنگار زده شده بود دیگه هیچ خبری از تبریک و گرامیداشت این روز توسط نهادهای مسئول در برنامه نبود!!!
همینطور تقدیر از فعالان صنعتی و اقتصادی در برنامه روز خبرنگار هم برای من خیلی جالب بود حالا چرا نمی دونم!
البته این رو هم بگم که وقتی دو سه نفر از این فعالان وارد سالن شدند چند خبرنگار به سرعت از جای خود بلند شدند و این دوستان رو رهنمایی برای نشستن در ردیف های جلو کردند!که باز هم چرا نمی دونم!!!
دیدن اهالی مطبوعات همیشه برای من لذت بخش بوده و هست اما نمی دونم چرا امروز اینقدر زیاد شده بودند!
وسط های جلسه به یکی از دوستان خبرنگار که نسبت به رفتن دیروز ما به تهران خیلی ناراحت بودند روزخبرنگار رو تبریک گفتم اما ایشان چنان برخورد سردی رو با من کرد که کلا پشیمان شدم از...
اما در عوض دیدن بعضی از دوستان مطبوعاتی و رسانه ای اینقدر برام جالب و لذت بخش بود که دوست داشتم ساعتها باهاشون صحبت کنم.مثل دیدن آقای فرامرزی،حسین علیجانی،علیرضا خدابخش،امیراسلامی صدر،آقای علیمحمدی (رئیس خانه مطبوعات)که واقعا شخصیتی بسیار مودب و با اخلاقی دارند و دوستان دیگر ...
امروز در بین عکاسانی که در برنامه حضور داشتند واقعا جای عرفان دادخواه خالی بود که امیدوارم هرچه سریعتر حالش خوب بشه و دوباره و به زودی زود شاهد فعالیت این عکاس خلاق و با اخلاق باشیم.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط امیر صالحی
|
«يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جادهى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.