در نوشتن این مطلب عجله ای نداشتم اما اتفاقاتی در چند روز گذشته افتاد که اگر امروز از آنها یادی نکنم شاید دگر عمری نباشد و البته قبل از هر چیز منتظر این بودم تا انجمن خوشنویسان قزوین نسبت به این اتفاقات اعلام موضعی و یا بیانیه ای صادر کند که این اتفاق نیز نیفتاد...

حدودا یکسالی بود که تعدادی از دوستان درصدد برگزاری اولین دوسالانه بین المللی خوشنویسی ایران بودند و زحمات فراوانی را هم متقبل شدند.

درست در خاطرم هست که از همان روزهای اول برگزاری این دوسالانه در قزوین زمزمه هایی از اختلاف بین تعداد معدودی از هنرمندان و دوستداران این هنر اصیل به گوش ها می رسید

در برنامه هم اندیشی که به همین منظور با خوشنویسان و اساتید استان توسط دبیرخانه این دوسالانه برگزار شد صحبتهایی در میان آمد که واقعا برای من عجیب بود.

خیلی نیت آن را ندارم که به آن روزها بپردازم اما دوستانی که ماجراهای این دوسالانه را پیگیری کرده باشند حتما آن روز را به خاطر دارند که کدام بزرگوار چه صحبتهایی را مطرح نمود.

بعد از گذشت ماه ها بالاخره افتتاحیه اولین دوسالانه خوشنویسی برگزار شد،که شاید برنامه خیلی ایده آلی نبود اما با توجه به وضعیت آب و هوا و شرایط موجود در محل برگزاری مراسم،آماده سازی آن فضا در سرای وزیر در طول دو سه ساعت کار بسیار سختی بود که با همت دوستان محل برگزاری افتتاحیه آماده شد.

اساتید بنام خوشنویسی ایران در این برنامه حضور داشتند و تعدادی هم از مسئولین کشوری و استانی

و باز برای من این سوال پیش آمد که همان بزرگوار که در بالا گفتم همش درصدد این بود که جایی در دو سه ردیف جلو برای نشستن خود پیدا کند تا شاید...

در طول برگزاری نمایشگاه دوسالانه همش به این فکر بودم که حتما شخصی که اینقدر به این برنامه انتقاد دارد مطمئنا در نمایشگاه شرکت نمی کند اما بعد از دور زدن در نمایشگاه متوجه تابلو آن بزرگوار در نمایشگاه شدم که واقعا برای من جای تعجب داشت.

فرصت27روزه نمایشگاه به پایان رسید و روز اختتامیه مراسم آغاز شد.

باز همان اتفاقی که در روز افتتاحیه افتاد درست دوباره تکرار شد و آن بزرگوار اینبار نیز دنبال صندلی خالی در ردیف جلو می گشت اما این بار با کوله باری از نامه هایی که بعدها یکی از رسانه ای ها از آن به عنوان شب نامه یاد کرد.

می شد حدس زد که چه کار میخواهد بکند این دوست بزرگوار!وقتی خودش آن نامه(بخوانید شب نامه که واقعا بعضی از مطالبش جز سیاه نمایی چیز دیگری نداشت) را در بین اساتید و مسئولین توزیع کرد من جای ایشان خجالت کشیدم...

دوستان برای اینکه بیشتر از این این بزرگوار ضایع نشود جلوی این کار ایشان را گرفتند که به ایشان برخورد و به بیرون سالن آمد و باقی مانده نامه هارا به یکی از شاگردان خود سپرد تا ادامه ماموریت از قبل طراحی شده را انجام دهد.البته تلاشهای شاگرد این استاد نیز نتیجه ای در بر نداشت!!!

با توجه به اینکه این بزرگوار نتوانسته بود کار خود را درست از پیش ببرد ناچار به این شد تا ضربه نهایی خود را از طریق یک راه کاملا غیر اخلاقی بزند.

استفاده از نام یک استاد فقید و بازی با احساسات همسر این استاد (که این بنده خدا نیز بار اولش نبود که از این کارها می کرد)خلاصه اینکه صحبت کردن آن بزرگوار با آن خانم کار خودش را کرد و آن خانم هم به آن کارها که شما از من بیشتر خبر دارید و عکسها و نقدهایش را که توسط آقا علیرضای خدابخش که(به واسطه مسائلی) چند روزی شده بود تیتر یک سایتش را حتما دیده و خوانده اید...

اما روی سخن من اینجا با آن بزرگوار است!

شما که در دفتر یادبود این دوسالانه اینطور نوشته اید که:

ادب ابتدای خط آمد بدان

که گفتند پیران به نسل جوان...

آیا این ادبی که پیران به ما گفته اند اینگونه است؟!

چطور می شود که دو سه روزه حرف خود را فراموش می کنید و کلا این دو سالانه را زیر سوال ببرید؟!

مگر می شود قزوینی باشی و به آن هم افتخار بکنی و بعد بگویی که اصلا قزوین لیاقت پایتخت خوشونیسی ایران را ندارد؟!

خواندم که در آن نامه نوشته بودید که همه این مطالب را در محضر مقام عظمای ولایت نیز خوانده ام!آیا شما خواندن این مطالب در محضر رهبر بزرگوار انقلاب را افتخار می دانید؟؟

فراموش کرده اید ماجرای ماه رمضان گذشته در مراسم افطاری ایشان را؟!

من در عجبم از دوستانی که شما را اینطور می بینند و سکوت اختیار کرده اند!

به شخصه از هنر خوش نویسی خیلی نمی دانم اما این را می دانم که هنر و مخصوصا هنر خوشنویسی اگر در راه درستش استفاده شود معرفت را بالا می برد نه اینکه...

در این چند مدت که با تعدادی از اساتید خوشنویسی بزرگ و بنام کشور که برای همایشهای دوسالانه به قزوین می آمدند برخورد داشتم جز ادب و احترام چیز دیگری نیافتم و واقعا شایسته این بودند که لقب استادی را برای آنها به کار ببیرم.اما حیف...

حیف از اینکه همه چیز را برای خود و بنام خود بخواهیم و منافع شخصی خودمان را به پیشرفت هنرماندگار خوشنویسی ترجیح دهیم!!!

فکر می کنم که خوب به این موضوع آگاهی دارید که چه کسانی موجب اغتشاش و ناامنی فرهنگی و هنری می شوند!

بنا به گفته خودتان : ماندگاری به صفای باطن است!

خودم را در آن اندازه نمی بینم که بخواهم مطلبی نصیحت گونه به شما بگویم اما عزیز بزرگوار!

شما که به دیدار خصوصی رهبر عزیزترازجانمان رفته اید و به این موضوع افتخار می کنید که واقعا هم افتخار دارد کاشکی کمی هم به بیانات ایشان گوش فرا دهید.

فکر نکنیم این بصیرتی که حضرت آقا می فرمایند فقط برای دوستان مخالف با نظام و از این قبیل است نه!

بصیرت برای من و شما هم هست!

اگر بصیرت داشتیم هیچ وقت حاضر نبودیم که این و آن را با پیامک به امروز و فردا تهدید کنیم که امروز در فلان مجلس این کار را می کنم و بهمان مجلس آن کار!!!

اگر بصیرت داشتیم هیچ وقت حاضر نمی شدیم زحمات یکساله مجموعه ای را که با جان و دل برای برگزاری مراسمی با آن شکوه را زیر سوال ببیرم و همه چیز را به سخره بگیریم!

من هم نظر شما را در این رابطه که گفته اید:

باید عده ای کارشناس ، مسئله اختتامیه را کالبدشکافی کنند و گوش مقصر را بگیرند! را قبول دارم اما بزرگوار موضوع اینجاست که مقصر خودش گوش خود را گرفت و هیچ فکر این را نمی کرد که تا آن حد کوچک و تحقیر بشود...

خودتان هم که شاهد بودید اتفاق خاصی نیفتاد و فقط به فقط شما و دوستان سرو دلیرتان و آن سایت کذایی که از روز اول ساز مخالف را با این دوسالانه زد در در پیش چشمان دوستان هنرمند کمی ضایع شدید.(البته خود این سایت خوشنویسان هم داستان مفصلی دارد که واقعا مطرح کردن آن اینجا خیلی درست نیست و شاید باعث این بشود که مسئول محترم آن سایت به کلی بی خیال بروز کردن آن بشود)

که ای کاش این اتفاقات نمی افتاد...

من به مسائلی که بین دوستان و هنرمندان خوش نویس که نشان از اختلاف سلیقه دارد خیلی کاری ندارم چون یک امری است کاملا عادی!

اما ای کاش در برگزاری یک چنین برنامه ای که باعث افتخار و سربلندی استان ما بود همه باهم وحدت داشته و به چیزی جز هرچه باشکوه تر برگزار شدن این برنامه فکر نمی کردیم!!!