بعد از صرف شامی مختصر در رستوران اقبالی که در بست در اختیار تیم همراه نهاد ریاست جمهوری بود!!! قرار شد همه دوستان راس ساعت 7 صبح در محل مهمانسرا جمع بشیم.بماند که خودم ساعت 7/30 بود رسیدم و بیشتر بچه ها هم همون موقع ها به ما اضافه شدند ولی تو این جماعت، آدم خوش قول هم بود که سر وقت اومده بودند،با صبحانه مختصری که خوردیم(کیک و شیر)آماده حرکت به سمت حسینیه امامزاده حسین(ع) محل دیدار طلاب و روحانیون شدیم و باز هم با یک ساعت تاخیر!جالب بود که هر وقت هم به مسئولین تهرانی این قضیه رو متذکر می شدیم زود جلو می افتادند که عقب نمونن و باز ما محکوم می شدیم.

نیروی آماده ما که مسئولیت خطیر همراهی و حفاظت از جان ما رو به عهده داشت اینجا هم کاری رو از پیش نبرد و باز هم با کلی جر و بحث که بابا این ها وسایلوشن چک شده و مثلا خودشون هم در قرنطینه بودند، بعد از کلی کلنجار با همکاراش ما رو به داخل حسینیه رسوند.

تو این چند تا برنامه دکتر تو قزوین به نظر خودم بهترین سخنرانی ایشون تو همین جلسه بود که حیف وقت کم بود و باید زود از جلسه در می اومدیم بیرون.افرادی که برای این دیدار انتخاب شده بودند تعدادشون محدود بود و همین قضیه باعث دلخوری تعدای از روحانیون شده بود.

تقریبا 15 دقیقه ای تو این برنامه بودیم که با حرکات نمایش آقای صفرخانی معلوم بود که باید از جلسه خارج بشیم و به برنامه بعدی خودمون رو برسونیم.موقع برگشت تو حیاط مزار شهدا اولین چیزی که نگاهت رو جلب می کرد داربست هایی بود که بر اثر ازدحام جمعیت کج شده بود و نکته بعدی هم خواب بودن همه محافظ های رئیس جمهور داخل ماشین های موسو!!!(اونها هم کم آورده بودند)

نمی دونم چرا ولی هربار که این صحنه ها رو می دیدم و خستگی ناپذیری خود رئیس جمهور ، همش یاد این جمله رضا امیرخانی تو کتاب داستان سیستان می افتادم که می گه: مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد!

آشنایی با حسین آقای رنجبران خبرنگار واحد مرکزی خبر هم تو این سفر باعث شده بود تا یه هم صحبت خوب تو این چند ساعت پیدا کنم که هر وقت هر دو تایی مون به هم می رسیدیم آنالیز همه چیز و همه جا شروع می شد.البته حسین آقا خیلی دوست داشت که از وضعیت استان و محبوبیت دکتر تو منطقه بدونه و اینکه تو انتخابات آینده وضعیت رای قزوین چطوریه!میشه بهش امیدوار بود یا نه؟!

برنامه بعدی دیدار رئیس جمهوری با خانواده شهدا و ایثارگران قزوینی و اهدای نشان ملی ایثار بود و محل برگزاری اش هم سالن سپاه ، با کم ترین تجهیزات و بی نظمی فراوان مخصوصا در حین اجرای برنامه ها و پخش صوت و تصویر از طریق رایانه!

با این که این ایام مصادف بود با شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) اما دریغ از یه برنامه درست حسابی و زیبا در این رابطه!سخنرانی دکتر رو تو این دیدار نبودم ولی شنیدم که جالب بوده!


در حاشیه: دیروز اولين همايش رزمندگان و ايثارگران در استان قزوين برگزار شد.با این که به نوبه ی خودم برگزاری چنین برنامه هایی رو تحسین میکنم اما آمار و اطلاعاتی که دارم خبر از اسراف بسیار فراوان برگزارکنندگان این همایش در سال اصلاح الگوی مصرف می دهد...

عکسها از عرفان دادخواه و حمیده شفیعی ها